تبليغاتX
MINI LOVE
 هدیه تولد

 

یه روز یه خانمه که ماشینش قدیمی و خراب شده بود به شوهرش

یه جوری میگه که یه ماشین نو میخواد.

شوهرش میگه: روز تولدت نزدیکه . چه چیزی برات بخرم؟

خانمه میگه: یه چیزی می خوام که از یک تا صد رو چهار ثانیه بره.

رنگش هم سفید باشه!

حالا حدس بزنین شوهره برای تولد خانمه چی می خره!!

 .

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 

                                       

                                                           

 

 

|+| نوشته شده توسط MINI در پنجشنبه 1386/08/03  |
 چرا خانمها از آقایان بهترن؟

      نام هر گل زيبايي در طبيعت است را روي شما مي گذارند.

 

     هنگامي كه رنگ پريده يا بيمار هستيد با كمي وسايل آرايش مي توانيد خود را زيباتر كنيد و هيچ كس هم از شما ايراد نمي گيرد.

      
 
تمام شاعران ايران زمين در وصف گل روي شما هزاران شعر گفته و خط و خال و چشم و ابروي شما را ستوده اند.

     
مجبور نيستيد سر كار برويد و پول يك ماه كار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبيا بخريد.

      
به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گريه مي كنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نمي كنيد تا سكته كنيد.

     
عمرتان بسيار طولاني است.

    
آنقدر حرف براي گفتن داريد كه هرگز كم نمي آوريد.

    
هميشه يك عالمه دوست و رفيق ناب داريد و كمتر گرفتار رفيق ناباب مي شويد.

      
هرگز در حمام خود را گربه شور نمي كنيد.

     
بزرگ شده ايد و كمتر براي طرفداري از تيم قرمز و آبي يا اين حزب و آن حزب جلز و ولز كرده و كركري مي خوانيد.

     
ريش و سبيل نداريد كه موقع آب خوردن قبل از خودتان سبيلتان آب بنوشد.

     
عشق و هنر ابداع شماست.

    
هميشه جوان تر از سنتان هستيد و هيچ كس نمي داند شما چند ساله ايد.

     
از سن 9 سالگي به بلوغ عقلي و جسمي مي رسيد و حالا حالاها بايد بدوند تا به پاي شما برسند!

      
بهشت زير پاي شماست.

     
اگر موهايتان مرتب نبود يا وقت براي مرتب كردنشان نداشتيد، با سر كردن يك روسري قضيه حل است.

     
هميشه در كيفتان آينه داريد.

     
هميشه تميز و نظيف و خوشبو هستيد.

      
به وزنتان اهميت مي دهيد و شكمتان جلوتر از خودتان وارد اتاق نمي شود.

      
 
هميشه مقداري پول براي روز مبادا داريد كه جز خودتان هيچ كس از جاي آن خبر ندارد.

     
مجبور نيستيد از اين خانه به آن خانه برويد و خواستگاري كنيد، مثل خانمها در خانه مي نشينيد تا ديگران با كلي منت و خواهش و التماس و گل و هديه!!! از شما اجازه حضور بگيرند.

     
مي توانيد موهايتان را بلند يا كوتاه كنيد و هر نوع لباسي كه دوست داريد بپوشيد و هر نوع كفشي را بپسنديد به پا كنيد از اسپرت تا پاشنه سه سانتي و بالاتر.

    
مجبور نيستيد بارهاي سنگين را جابه جا كنيد يا تن به مشاغل سخت و پايين بدهيد چراكه شما يك خانم هستيد!

     
حق تقدم با شماست.

    
مرد از دامن شما به معراج مي رود.

     
هرگز از فرط خشم نعره نمي كشيد و از فرط حسادت كبود نشده و خون راه نمي اندازيد.

     
نيم بيشتر صندلي هاي دانشگاه ها را شما تصاحب كرده ايد.

     
ضعيف كش نيستيد و دق و دلي رئيس اداره تان را در خانه خالي نمي كنيد.

 

|+| نوشته شده توسط MINI در پنجشنبه 1386/06/01  |
 چند تا جوک بانمک

هواپيمايي درحال سقوط بود و يک چتر نجات کم بود، بنابر اين يک نفر بايد فداکاري مي کرد.
 
زين الدين زيدان يک چتر بر داشت و گفت: من بهترين فوتباليست جهان هستم و بايد نجات پيدا کنم . اين را گفت و پريد.

برد پيت هم يک چتر ديگر بر داشت و گفت: من محبوب ترين هنرپيشه جهان هستم و بايد نجات پيدا کنم. اين را گفت و پريد.

جورج بوش هم يک چتر بر داشت و گفت: من باهوش ترين رئيس جمهور دنيا هستم و بايد نجات پيدا کنم. اين را گفت و پريد.

فقط دو نفر در هواپيما مانده بودند. يک پسر بچه نه ساله و پاپ ژان پل دوم
پاپ گفت: فرزندم ! من عمر خودم را کرده ام و آينده پيش روي تو است. بيا اين چتر را بردار و خودت را نجات بده
پسر بچه گفت: احتياجي نيست. اون آقاهه که مي گفت باهوش ترين رئيس جمهور دنياست، با کوله پشتي مدرسه من پريد بيرون


یه روز دو تا دیوونه یکی خریدار یکی فروشنده به هم می رسن.

خریدار:آقا پفک دارید؟

فروشنده:نه پرتقال نداریم.!

خریدار:کی گفت من ساندویچ می خوام.


|+| نوشته شده توسط MINI در چهارشنبه 1386/03/30  |
 حرفای قشنگ و بامزه

آیا ميدانيد چرا ناپلئون هميشه از كمر بند قرمز استفاده ميكرده و اين كه حكمت كمربند ناپلئون چيست ، اين سوال براي خيليها پيش آمده و جواب آن فقط يك جمله است : از كمربند قرمز استفاده ميكرده تا از افتادن شلوارش جلوگيري كند ! 

فرق بلال و خيار چيست؟ بلال در فيلم «محمد رسول الله» بازي كرده ولي خيار در اون فيلم بازي نكرده!

شباهت بلال و خيار چيست؟ هيچكدامشان در «تايتانيك» بازي نكردند!

چرا روي آدرس اينترنت به جاي يك دبيليو، سه تا دبيليو مي‌گذارند؟ چون كار از محكم‌كاري عيب نمي‌كنه!

چرا مار نمي‌تواند به مسافرت برود؟ چون دست ندارد كه براي خداحافظي تكان دهد!

براي قطع جريان برق چه بايد كرد؟ بايد قبض آن را پرداخت نكرد!

آخرين دنداني كه در دهان ديده مي‌شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي!

چطور مي‌شود چهارنفر زير يك چتر به‌ايستند و خيس نشوند؟ وقتي هوا آفتابي باشد اين كار را انجام دهند!

اگر سر پرگار گيج برود چه مي‌كشد؟ بيضي!

اگر كسي قلبش ايستاده بود چه مي‌كنيد؟ برايش صندلي مي‌گذاريم!

چرا لك‌لك موقع خواب يك پايش را بالا مي‌گيرد؟ چون اگر هر دو را بگيرد، مي‌افتد!

                                                        

|+| نوشته شده توسط MINI در یکشنبه 1386/03/20  |
 Winx club

نی نی ها می بینید که من از اول تا آخر عکس Winx club رو گذاشتم چون من عاشق این کارتونم وقتی می بینم خیلی خوش حال می شم فکر کنم قبلا اونو بهتون معرفی کردم اگه یا دتون رفته پایین این وبلاگ رو نگاه کنید بلکه یادتون بیاد البته اونا شیش تا دختر هستن که من یکی از اونا به اسم bloom رو دوست دارم اگه دلتون می خواد هر شیش تا دختر رو ببینید آدرس ایمیلتون رو بدید تا بهتون بفرستم.

اینم یکیش:

 

|+| نوشته شده توسط MINI در یکشنبه 1386/03/13  |
 یه شعر قشنگ

                                            اين شعرِ هيچ وجه که از محو سرزده 


                                            را مي نويسم از چه کسي که نيامده

  

      يا رفته ، بي که باز کند لب به گفت وگو

 

يا مرده ، بي که گور شود طبق قاعده

 

                                               اين شخص سوم از همه ما غليظ تر


                                           عاشق شده ، مريض شده ، بعد گم شده

 

گاهي سکوت کرده ، خزيده در آينه


گاهي کشيده در همه شهر عربده

 

                                             از گوشي و الو چه کسي آنسوي خط

 
                                              است تا ديدن و نديدن و قطع مراوده

 

اين رفته يا نيامده ی مورد نظر

 
کم کم گذاشت زندگی اش را مزايده.

 

                                              نمی دونم خوشتون اومد یا نه!! 


 

|+| نوشته شده توسط MINI در پنجشنبه 1386/02/27  |
 مدرسه

شما تو مدرسه زنگ های تفریح چی کار می کنین؟

ما که از پنجره خم می شیم و دوستم سایه به هر کی که از اون جا می گذره می گه هلوی ترشیده بیام بخورمت!!!

 

|+| نوشته شده توسط MINI در چهارشنبه 1386/01/29  |
 کودکی من

وقتی بدنیا امدم خیلی تعجب کردم و به همین خاطر تا یک و نیم سال نمی تونستم حرف بزنم.

|+| نوشته شده توسط MINI در جمعه 1386/01/24  |
 پری دریایی

پری های دریایی را دیدم که روی ساحل می خزیدند و بالا می امدند،چون دیگر نمی توانستند زیر اب زندگی کنند.

 

آنها داستان های وحشتناکی در مورد چیز هایی که اتفاق می افتاد،داشتند.

 

صحنه هایی را را که شاهد ان هستند نمی توانند تحمل کنند.انها در مورد یک ابر سیاه می گفتند.ابری که بعضی وقت ها بالای سرشان گسترش می یابد و از ان باران بر سرشان می بارد.

 

 پری های دریایی همچنین تور های بزرگی را دیده اند که به اعماق امده و همه ماهی های کوچک و بزرگ را به درون خود کشیده است.  

 

 

 

|+| نوشته شده توسط MINI در جمعه 1386/01/17  |
 ضرب المثل ها

«آدم پول پیدا می‌کند، پول، آدم را پیدا نمی‌کند.»

 

«آدم دست پاچه، کار را دوبار می‌کنه.»

 

«آدم دست پاچه دوبار می‌شاشه.»

 

«آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه.»

 

«آشپز که دوتا شد، آش یا شوره یا بی‌نمک.»

 

«آش نخورده و دهن سوخته.»

 

«آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را کور کرد.»

 

«ارزان خری، انبان خری.»

 

«از آب کره می‌گیره.»

 

«از شما عباسی، از ما رقاصی.»

 

«آب که سر بالا می‌ره، قورباغه ابوعطا می‌خونه.»

 

|+| نوشته شده توسط MINI در سه شنبه 1386/01/07  |
 عکس خوب
عکسی که من دوست دارم عکس کارتونی به نام  winx است.       

 

 

چه طوره؟

 

نظر شما چیه؟

 

سلیقه ی من خوبه یا بد؟

 

می تونین شما هم نمونه ای از سلیقه های خود را بفرستید!

 

 

|+| نوشته شده توسط MINI در دوشنبه 1386/01/06  |
 جکو هرهر

یه روز لامپه می سوزه بهش پماد سوختگی می زنن


 معلم :پسر جون چرا دیر اومدی

شاگرد:اخه تو خیابون تابلویی دیدم که روی اون نوشته بود به مدرسه نزدیک می شید آهسته برید


معلم :خوب خسرو خوردنو صرف کن.

خسرو :خوردم،خوردی،تموم شد!

معلم :حالا تو زدنو صرف کن.

جمشید :زدم،زدی،دعوا شد!


معلم :فرهاد این چه جور تمرین حل کردن؟

فرهاد :آقا معلم تقصیر من نیست.کامپیوتر ویروس داره.


شاگردی که توی امتحان نمره ی ۲ گرفته بود از معلمش پرسید صفر ارزشی داره؟

معلم گفت:نه

شاگرد گفت:پس بی زحمت یه صفر جلوی این ۲ بذارید.


معلم از شاگرد پرسید:از پنبه چه استفاده هایی می شه؟

شاگرد :نمی دونم!

معلم گفت :همین کت عیدت از چی درست شده ؟

شاگرد :از کت پدربزرگم!


به یه نفر می گن :چرا سر وقت قرص هاتو نمی خوری؟

می گه :می خوام میکروب ها رو غافل گیر کنم!  

|+| نوشته شده توسط MINI در شنبه 1386/01/04  |
 خاطره ها
توی این چند روزه برای من خیلی اتفاقات جالبی افتاد فقط داشتیم میخندیدیم بگذریم که چه کارایی میکردیم ولی اخر سر مامانامون تصمیم گرفتن من و خواهرمو دختر عموهامو دیگه برای عید دیدنی جایی نبرن .البته ما کاری نکردیم فقط یه ذره آبروی مامان باباهامونو بردیم.همین.شما هم اگه چیزای جالبی دارین برای ما تعریف کنین.مرسی.

من امسال که توی مسافرت بودیم چون توی خونه ی عموم اینا میموندم فقط ۲۲ هزار تونستم جمع کنم ولی خواهرم که خونه ی مامان بزرگم مونده بود از ۲۶ هزار بیشتر عیدی گرفت.

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط MINI در شنبه 1386/01/04  |
 خوش اومدید
سلام نی نی ها منم مثل شما نی نی هستم ولی یه خورده بزرگتر.مثلا حوالی دوازده سالمه.

خوش اومدید!

 

|+| نوشته شده توسط MINI در شنبه 1386/01/04  |
 
 
بالا